جمال الدين محمد الخوانساري

45

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

گرداند عمل را . مراد به « پيشى گرفتن بر اجل » چند فقره قبل از اين مذكور شد ، ومراد به « دروغگو دانستن اميد يعنى اميدهاى دنيوي » اينست كه فريب آن نخورد وداند كه أكثر آن بعمل نمىآيد ، واگر بيايد پوچ وبيحاصل است . ومراد به « خالص گردانيدن عمل » خالص گردانيدن آنست از براي حق تعالى وآميخته نساختن آن بريا ومانند آن . 5217 رحم اللّه امرأ أحيى حقّا ، وأمات باطلا ، و ( ا ) دحض الجور ، وأقام العدل . بيامرزد خدا مردى را كه زنده گرداند حقي را ، وبميراند باطلى را ، وزايل كند ستمى را ، وبرپاى دارد عدلى را . ودر نسخه‌ها كه بنظر رسيد « دحض » بىهمزه واقع شده وظاهر چنانكه از كتب لغت معلوم مىشود اينست كه سهوى از نساخ شده وصواب « ادحض » با همزهء باب افعال است موافق ساير افعال مذكوره مگر اين كه بتشديد از باب تفعيل خوانده شود « 1 » . 5218 رحم اللّه امرأ الجم نفسه عن معاصي اللّه بلجامها ، وقادها إلى طاعة اللّه بزمامها . بيامرزد خدا مردى را كه لجام كند نفس خود را از معصيتهاى خدا بلجام آن ، وبكشد آنرا بسوى طاعت خدا بمهار آن . « بلجام آن » يعنى لجامى كه باب آن باشد ونگاهدارد آنرا از معاصي ، و « مهار آن » يعنى مهارى كه باب آن باشد وبآن توان كشيد آنرا بسوى طاعت خدا . 5219 رحم اللّه امرأ قمع نوازع نفسه إلى الهوى فصانها ، وقادها إلى طاعة اللّه بعنانها .

--> ( 1 ) گويا « تدحيض » در زبان عرب بكار نرفته است أهل تحقيق خودشان از كتب لغت تفحص فرمايند .